حسن حسن زاده آملى
169
ده رساله فارسى (فارسى)
السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ « 1 » . و در حديث ديگر بود كه : اول ما خلق اللّه القلم و الحوت . و از همان حديث و احاديث ديگر استفاده مىگردد كه اول ما خلق اللّه الحوت . بارى الفاظ و عبارات براى معانى چون لباسهاى گوناگون براى افراد انسانىاند . ديدهاى خواهم كه باشد شه شناس * تا شناسد شاه را در هر لباس قلم را به طول پانصد سال راه و به عرض هشتاد سال و در روايت امير عليه السّلام به طول هفتصد سال راه و در بعضى از روايات به طول بين آسمان و زمين تعريف كردهاند آن را هشتاد دندانه است كه مركب از آن دندانهها بر لوح محفوظ بامر اللّه تعالى جارى مىشود و قلم هم نور است و نوشته هم نور و نويسندگان كرام كاتبون و اين قلم در دستى است كه مراد از دست قوه است نه چنان كه مشبهه پندارند و اين قلم الاقلام است كه بدون كف و ابهام از وى قضاى الهى جارى مىگردد . قضا حكم كلى است كه در آن تفصيل و تميز و تقدير نيست چون بر لوح نشيند و اندازه و حد گيرد آنگاه قدرش گويند . قضا از قلم منبعث مىگردد و قدر از لوح ، و قلم قدر را مىنويسد ، و مراتب كلمات تا بدين نشأه شهادت مطلقه رسيد . و قلم را هشتاد دندانه است و لوح را سيصد و پانزده شريعت كه هر شريعت به جنت كشاند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به ابن سلام فرمود : بطانت لوح رحمت است . و در روايت امام صادق عليه السّلام ، لوح را به رق تعبير فرمود . رقى كه از نقره سفيدتر و از ياقوت صافىتر است . و فرمود : آن كتاب مكنون است كه همه نسخهها از وى استنساخ مىشود . و بر دهن قلم مهر زده شد كه تا قيامت نطق ندارد ، نوشتنىها نوشته شد .
--> ( 1 ) . فصلت / 12 .